mohamad parsa

mohamad parsa جان تا این لحظه 6 سال و 11 ماه و 13 روز سن دارد

اولین چهار شنبه سوری عشقم


http://zibasaz.niniweblog.com/

سلام نفس مامان سلام دوستای خوبم این عکسا مربوط میشه به اولین چهارشنبه سوری محمد پارسا که رفتیم خونه مادربزرگ بابایی و کلی فشفشه زدیم اون شب خیلی بهمون خوش گذشت وشما این جا شش ماه و 10 روزته

 

http://bpmaker-resource.giffy.me/userdata/user/28/28008/133/b2-1393422155.gif


تاریخ : 27 اسفند 1392 - 07:54 | توسط : مامان محمد پارسا جان | بازدید : 928 | موضوع : وبلاگ | 12 نظر

شش ماهگي

سلام عشقم عمرم نفسم

سلام دوستاي عزيزم

پسر گلم دارو ندارم همه كسم شش ماهگيت مبارك باشه من تو رو عاشقانه دوستت دارم

نفس مامان چند روز پيش من وبابايي شما رو برديم براي واكسن شش ماهگي كه بزني الهي بميرم برات چقدر دردت اومد كاش اون امپولو ميكرد تو چشم من ولي به پاي تو نميزد  Sad Smiley شکلک متحرک پرستار

وقتي امپول رو بهت زد اولش شوكه شدي وبعد زدي زير گريه ولي خدا رو شكر زياد اذيت نشدي و تب هم نكردي فقط تا دوروز بي حوصله بودي .وبعد از اين كه واكسنت رو زدن بردمت واسه قدو وزن كه قدت 68 سانت و وزنتم 7200 شده بوده  zus005.gif  دكتر گفت خوبه ولي من اصلا راضي نيستم چون نسبت به بچه هاي همسنت خيلي كوچولويي و  من خيلي بابت اين موضوع نگرانم واينكه اصلا شير دوست نداري و نميخوري فقط وقتي كه خوابي ميتونم بهت شير بدم كه بخوري فقط اينطوري ميخوري اخه ماماني من چيكار كنم چرا شير نميخوري همش نگرانم نكنه دارم در حقت كوتاهي ميكنم . نميدونم ديگه بايد چيكار كنم ولي يه چيزي كه هست عاشق غذا خوردني هر چي بهت بدم ميخوري مثل سوپ و سرلاك و.... و مامان بزرگي برات فيريني و حريره بادام درست ميكنه و شما اونا رو ميخوري ولي متاسفانه شير كه هصل كاري هست رو نميخوري .....بگذريم ميريم سراغ عكسات

قبل رفتن به مطب دكتر

تونوبت واكسن بوديم كه خوابت برد


در حال واكسن زدن

الهي من فداي گريه هات بشم عشقم

برگشتن به خونه و بي حالي 

وبعداز چند ساعت بهبودي

خوب ديگه فعلا تا همين جا داشته باش بازم برات مينويسم پس فعلا


تاریخ : 22 اسفند 1392 - 08:23 | توسط : مامان محمد پارسا جان | بازدید : 971 | موضوع : وبلاگ | 20 نظر

خاطرات 5 ماهگي

سلام پسر گلم بالاخره موفق شدم برات پست جديد بزارم تو اين پست ميخوام كارهايي كه تو   ماهگي كردي رو برام بنويسم و عكساشو برات بزارم

  اول اينكه لثه هات خيلي ميخوارن و همش اب از دهنت ميره و بعضي وقتها كلافت ميكنه

  به حرف زدنهات ددد بااااابااااا وآآآآآآآآآآبوووووووووووو هم اظافه شده و خيلي هم الكي جيغ ميكشي هر چي لازم داري يا گرسنت ميشه با گريه نميگي و جيق ميكشي اونم با صداي بلند

    تو چهار ماهگي گفتم كه ميتوني به پهلو بشي اما الان ديگه قشنگ دمر ميشي و سرت رو بالا نگه ميداري و وقتي خسته ميشي دنگ صورتت رو ميكوبي زمين و درت مياد بعد گريه ميكني و ما هم همش بايد مواظب شما باشيم كه صورتت رو زمين نزني

 واينكه يه دونه سي دي كارتوني داري كه اموزش زبان براي بچه هاي 5 ماه به بالا هست و اونو هروز برات ميزارم و شما تا صداي اونو ميشنوي ديگه چشم از تلويزيون برنميداري و خيلي دوستش داري

 واينكه سرلاك رو شروع كردم بهت ميدم اولاش دوست داشتي اما حالا با اشتها نميخوري و شير خوردنت كم شده بايد به زور بهت شير بدم يا وقتي كه خوابي اونجوري ميخوري

 واينكه جديدا همش پاهاتو مياري بالا و شصت پاتو ميكني تو دهنت و ميخوري                              

 

خوب بريم سراغ عكسهات

اين عكسها مال اولين روزپنج ماهگيته


اين عكسا هم واسه 5 ماه 3 روزت بود كه رفتيم خونه پسر خاله بابايي و دختر كوچولوشون يه تاب داشت و شما رو گذاشتيم اون تو و شما هم كلي تعجب كرده بودي 

اينم چندتا عكس متفرقه از 5 ماهگيت

خوب اين عكسا هم داغه داغه همين امشب ازت گرفتيم كه 5 ماه 28 روزته وقتي كه دوربين رو ميبيني چشماتو به شدت گرد ميكني

پسر عزيزم اين پست هم تموم شد به خدا ميسپارمت و از دوستاي گلت هم ممنونم كه برات نظر گذاشتن


تاریخ : 14 اسفند 1392 - 07:25 | توسط : مامان محمد پارسا جان | بازدید : 904 | موضوع : وبلاگ | 19 نظر

كارهايي كه از 2ماه تا 4 ماه انجام دادي

سلام پسر قشنگم امروز ميخوام كارهايي كه از 2 ماهگي تا 4ماهگي رو كردي برات توضيح بدم

خوب شما دو ماه و سه روزت بود كه شروع كردي به قام وقوم كردن و هروقت كه باهات حرف ميزديم شما هم شروع ميكردي و هي قاممممممممم قوممممممممممم اوومممممم هيه ميكردي

واينكه واكسن دو ما هگيت رو با بابايي رفتيم زدي و كلي گريه كردي

واينم عكس دو ماهگيت

واما كارهاي 3 ماهگيت خوشگلم

شما وقتي 3ماه و 3 روزت بود شروع كردي ب انگشت خوردن وهمش هم دنبال انگشت هات بودي و خيلي از اين كار لذت ميبردي

ووقتي كه 3 ماه و9روزه شدي براي اولين بار با صداي بلند وقتي داشتيم با هم بازي ميكرديم خنديدي و منم كلي ذوق كردم وسريع به بابايي زنگ زدم بهش گفتم و بابايي هم كلي خوشحال شد

اينم عكس انگشت خوردنت

اينم عكسهاي 3 ماه و 10 روزگيت

واما كارهاي چهارمين ماهگردت

1 شما سومين واكسنت رو هم زدي و خدا رو شكر اين بار اصلا گريه نكردي وفقط يه كوچولو نق زدي Tabaa پیکسل پیکسل (VGA) و داروهای پیکسل

و اينكه وقتي خانم دكتر قدتت63 سانتي متر و وزنت كه6200شده بود رو چك كرد بهم گفت رشدتت كمه و بايد شير خشك رو به عنوان كمكي شروع كنيم و ما هم بهت شير خشك داديم كه معلوم بود حسابي بهت مزه كرده بود كه ديگه شير مامانيت رو نخوردي

New baby Scraps

2 و اينكه كلمات نا مفهومي مثل گيخخخخخخخخخخ ووواووو ويييي وهيييييييي به حرف زدنهات اظافه شده بود ووقتي از يه چيزي و كاري خوشحال ميشدي بلند از ته گلو ذوق ميكردي مخصوصا وقتي من جلوت ظاهر ميشدم.

3و اينكه تازه دستتات رو شناخته بودي برات شده بود وسيله بازي همش مياوردي جلو چشمت و بهشون نگاه ميكردي و از اون جايي كه هنوز كاملا تعادل نداشتي يك دفعه ميكوبيدي تو صورتت و ميزدي زير گريه .واينكه موقع خواب هم دستتات ارامش رو هم از ما هم از خودت گرفته بود و نميذاشت خوابت ببره و منم مجبور ميشدم بخاطر اينكه راحت بخوابي با پتو بپيچمت Baby Babys

4 واينكه اولين غلت زندگيت رو زدي البته نميتونستي كامل دمر بشي ولي ميومدي به پهلو ميشدي و اينكه اگه يه اسباب بازي بهت ميدادم ميتونستي از دستم بگيري براي چند دقيقه نگه داري ولي زودي ولش ميكردي

5 و اينكه ديگه كاملا من وبابايي رو ميشناسي الهي دورت بگردم من .

6واينكه خيلي پسر مهربوني هستي و همش ميخندي حتي اگه تازه از خواب بيدار شده باشي

اينم عكسهاي 4 ماهگي

اينجا 4ماه و 3 روزت هست واين همون عكسي هست كه گفتم دستات نميذاره بخوابيدي

چهار ماه و4 روزت بود كه بردمت حموم

اينم خواب بعد از حموم

اينم عكس غلت زدنت البته اولين بارت نيست تو اين عكس 4ماه و7 روزت هست

اينجا هم 4 ماه 10 روزت هست

اينجا هم 4 ماه و17 روزت هست كه رفته بوديم خونه يكي از دوستاي من كه ني نيش تازه بدنيا اومده بود

اينم عكس ني ني شون

واينم شما چهار ما ه وبيست روزت هست كه با هم رفتيم خونه يكي ديگه از دوستاي صميميم كه اونم ني ني دار شده بود ولي ما هنوز نديده بوديمش اخه طفلكي خيلي زود بدنيا اومد و حدو د 1ماه بيمارستان بود همون روزي شما بدنيا اومدي فرداش ويانا جان بدنيا اومد وديگه نشد بريم ببنيمش تا اينروز

اينم عكسات با ويانا جون

اينجا هم 4 ماه و23 روزت هست ومشغول شيطنت كردني

اينجا هم4ماه و27 روزته كه براي اولين بار خودت شيشه شيرت رو نگه داشتي

اينم از مدل جديد خوابيدنت

خوب بالاخره رسيدم به 5 ماهگيت كه اونا رو هم توي يه پست جديد ميزارم چون ديگه اين پست خيلي شلوغ شد و در اخر هم عكس من وبابايي و پسر گلم فعلا باي باي ني ني جون


تاریخ : 05 اسفند 1392 - 22:07 | توسط : مامان محمد پارسا جان | بازدید : 1335 | موضوع : وبلاگ | 20 نظر